الشيخ رسول جعفريان
264
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
اذا سافرت كتمت نسبك اهل الرفقة ؟ آن حضرت فرمود : أكره أن آخذ برسول الله ما لا أعطى مثله ، « 1 » دوست ندارم به نام رسول خدا چيزى را بگيرم كه نمىتوانم مانند آن را به ديگرى بدهم . چنان كه جويرية بن اسماء مىگويد : ما أكل علىّ بن الحسين من قرابته من رسول الله درهما ، او از بابت خويشى خود با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درهمى استفاده نكرد . « 2 » از فرزندش امام باقر عليه السّلام نقل شده است كه پدرم دو بار اموال خويش را در راه خدا تقسيم كرد . « 3 » آن حضرت در وقت مرگ محمد بن اسامة بن زيد ، بر بالين او بود . در آن لحظه محمد سخت مىگريست . امام علت گريهء او را پرسيد . محمد گفت : پانزده هزار درهم بدهى دارم . امام فرمود : بر عهدهء من نگران مباش . « 4 » اينها گوشهاى از فضايل امام سجّاد عليه السّلام بود . امام سجّاد عليه السّلام و شيعيان در واپسين روز واقعهء كربلا ، شيعيان در بدترين شرايط ، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى ، قرار گرفتند . كوفه ، كه مركز گرايشهاى شيعى بود ، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد . شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام ، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند ، در كربلا به شهادت رسيدند . گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند ، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود ، جرأت ابراز وجود نداشتند . كربلا از نظر روحى شكست بزرگى براى شيعه بود و به ظاهر اين گونه مطرح شد كه ديگر شيعيان نمىتوانند سر بر آورند . تعدادى از اهل بيت و در رأس آنها امام حسين عليه السّلام به شهادت رسيدند و تنها يك نفر از فرزندان ذكور امام حسين عليه السّلام ، از نسل فاطمه عليها السّلام باقى مانده بود كه البته در آن شرايط شهرتى نداشت ؛ بخصوص كه فرزند بزرگ امام حسين عليه السّلام ، يعنى على اكبر ، نيز
--> ( 1 ) . نثر الدر ، ج 1 ، ص 341 ؛ ربيع الابرار ، ج 3 ، ص 69 ( 2 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 4 ، ص 391 ( 3 ) . همان ، ج 17 ، ص 238 ( 4 ) . همان ، ج 17 ، ص 239 ؛ شرح الاخبار ، ج 3 ، صص 262 - 261 ( در اين دومى نام آن شخص زيد بن اسامة بن زيد آمده است . )